خانه » خبری و خواندنی » اخبار گوناگون » بیوگرافی مجبوبه بهزادفرشید (نویسنده پشت حصار)

بیوگرافی مجبوبه بهزادفرشید (نویسنده پشت حصار)

مجبوبه بهزادفرشید نویسنده کتاب پشت حصار

محبوبه بهزادفرشید نویسنده ای است که با نوشتن داستان زندگی خود مطرح شد. وی که بر اثر یک صانحه رانندگی، مجبور به استفاده از صندلی چرخدار شد، ذوق و استعداد هنری خود را در خلق داستان زندگیش به کار برد و از تلاش در زندگی دست برنداشت. در دورانی که رمان نویسی و مطالعه کتاب در ایران (به خصوص کتاب های نویسندگان داخلی) اقبال چندانی ندارد، داستان زندگی محبوبه بهزاد فرشید با استقبال مواجه شده است.

بچه های پشت حصار از محبوبه بهزادفرشید

البته پیشتر در جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۲ بود که خبری مبنی بر رونمایی کتاب : “بچه های پشت حصار” به همراه کتابخوانی توسط نویسنده آن خانم “محبوبه بهزاد فرشید” در سالن آفرو در شهر وین اعلام شده بود. (البته از برگزاری یا عدم برگزاری آن خبری در دست نیست).

بچه های پشت حصار

بچه های پشت حصار نوشته مجبوبه بهزاد فرشید

ماجرای رمان پشت حصار چیست؟

رمان پشت حصار روایتگر زندگی دخترانی است که هیچ انتخابی در سرنوشت خود نداشته و در طی مسیر زندگی گویی در احاطه تنهایی و بی‌کسی به فراموشی سپرده شده اند. رمان “پشت حصار” به قلم محبوبه بهزاد‌فرشید در ۴۷۸ صفحه است که توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده و به قیمت ۳۵۰۰۰ تومان به فروش میرسد.

انگیزه‌ اصلی محبوبه بهزادفرشید برای نوشتن “رمان پشت حصار” فاصله‌ بین بچه‌های پرورشگاه و افراد بی اطلاع و بیرون پرورشگاه بود که هرکدام با قضاوت های شخصی مانع برقراری ارتباط پشت حصاری‌ها با بیرون حصاری‌ها می‌شوند. محبوبه بهزادفرشید رمان پشت حصار را با قلمی کاملاً زنانه در ۷۰ فصل نوشته است.

بخشی از رمان «پشت حصار» نوشته مجبوبه بهزادفرشید

احساس خفگی می‌کردم. به دامن سیاه شب پناه بردم. تا آمدم روی تابِ کنار پنجره‌ی اتاق خانم فرساد بنشینم، چشمم به پیکر مچاله‌ی اسکویی افتاد. تنها گوشه‌ی حیاط نشسته بود و با بغل کردن زانوی غم، به بی‌انتها چشم دوخته بود.
آهسته صدایش کردم. ترش جواب داد: «چی می‌خوا…؟!»
نرمش زیادی به کلامم دادم: «اسکویی جون! ژانت گفت تو شکمت نی نی داری؟»
کنارش نشستم. تند و پرخاشگر گفت: «سوخت! تقصیر شما!» پلک چشمانش را چند بار محکم روی هم کوبید و دندان‌قروچه‌ای کرد.

چشمم که به شکمش افتاد، بی‌اختیار لرزیدم؛ دست دراز کردم و به برآمدگی شکمش کشیدم. ترسید، دستم را پس زد و تند پیرهنش را پایین کشید. انگار که بخواهد چیزی مثل جای یک سوختگی را مخفی کند. فکر کردم کلید قفل دهان او را یافته‌ام.

کتاب پشت حصار نوشته محبوبه بهزادفرشید

کتاب پشت حصار نوشته محبوبه بهزادفرشید

یادداشت محبوبه بهزادفرشید در رمان “پشت حصار”

این رمان زندگی دخترهایی است که هیچ انتخابی در سرنوشت خود نداشتند. داستان، حکایت اتفاقاتی است پیرامون تنهایی و بی‌کسی دخترهایی که در فراموشخانه به فراموشی سپرده شدند. بیشترین انگیزه‌ام برای نوشتن رمان «پشت حصار» فاصله‌ای بود که بین بچه‌های پرورشگاه و آدم‌هایی که نگاهشان و قضاوتشان براساس بی‌اطلاعی بوده، وجود داشت. هدف نهایی‌ام باز کردن درهای بسته‌ای بود که مانع ارتباط پشت حصاری‌ها با بیرون حصاری‌ها می‌شد. حکایت و شخصیت‌های داستان، واقعی هستند. تنها نامشان عاریه‌ای است. هرکدام چه زنده و مرده، به خواست خود وارد قصه شدند و ماجرا را رقم زدند. پشت سرهم و بی‌هماهنگی با فکرم. و نتیجه این  شد، بچه‌های پشت حصار. محبوبه بهزادفرشید

یادداشتی از شهلا_لاهیجی (مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان درباره‌ی رمان «پشت حصار» :

همیشه شنیدن نام پرورشگاه و یا بچه‌ی پرورشگاهی در ذهن انسان آدم‌های بی‌خانمان را مجسم می‌کند یا بچه‌های سر راهی که به پرورشگاه سپرده می‌شوند. همچنین به نظر می‌رسد که این افراد، انسان‌های کوچکی هستند که از سوی والدین‌شان طرد شده‌اند. به همین جهت واژه‌ی «پرورشگاه» همیشه دارای نوعی بار منفی است. اما از کمتر کسی داستان زندگی در یک پرورشگاه را شنیده یا خوانده‌ایم. گویا حتی آنان که کودکی و نوجوانی خود را در یک پرورشگاه سر کرده‌اند از یادآوری و بازگویی یا بازنویسی آن شرمنده و یا دست کم ناخرسندند. وقتی خانم «محبوبه بهزاد فرشید » با صندلی چرخدار به دفتر من آمد و «پشت حصار» را برای چاپ ارائه کرد، قضیه را چندان جدی نگرفتم. بیشتر از این لحاظ که گمان نمی‌کردم این شخص توانایی کافی ادبی برای نوشتن رمان حتی اگر حدیث نفس باشد را داشته باشد. سفری در پیش داشتم و قضیه را به برگشتم از سفر موکول کردم. اما هنگامی که صفحات اولیه کتاب «پشت حصار» را خواندم متوجه شدم که درمورد خانم بهزاد فرشید قضاوتم عجولانه بوده است. «پشت حصار» قصه‌ی پر غصه‌ی زندگی‌هایی است که پشت حصار پرورشگاه‌ها می‌گذرد اما این درد اصلی نیست. درد، درد بی‌خانمانی و بی‌کسی است. چنین بچه‌هایی معمولا مشکلات روانی ناشی از عدم اعتماد به نفس دارند. معمولا فاقد همدلی و یاری هستند؛ بنابراین وقتی کسی بتواند علاوه‌بر رنج خویش، رنج‌های دیگر گرفتاران پشت‌ حصار پرورشگاه‌ها را با قلمی‌ توانا و بیانی‌ دلنشین بازگو کند، نشان‌ از استعداد نویسندگی و توانایی خلق آثار خوب ادبی دارد. خانم «محبوبه‌ بهزاد فرشید» چنین شخصی است. این نویسنده‌ی توانا به احتمال زیاد بعد از این اثر، آثار دیگری هم خلق خواهد کرد. چون توان او در نوشتن نشان داده است که او بیش از هر چیز یک نویسنده است و جالب آنکه تصادفی که منجر به از دست دادن قدرت راه رفتن او شده و او را بر روی صندلی چرخدار نشانده نتوانسته در عزم او برای نوشتن خلل وارد سازد. تمام شدن چاپ اول کتاب «پشت حصار» ظرف دو هفته، نشانی است از این‌که او توانسته با خوانندگان کتابش ارتباط برقرار کند. مخاطبان نیز او و اثرش را بجا آورده‌اند و اهمیت «پشت حصار» را برای درک بهتر و انسانی‌تر از کسانی که مجبورند فقدان خانواده را در پشت دیوار پرورشگاه‌ها بر دوش کوچک و ناتوان خود بکشند، احساس کرده‌اند.

از محبوبه بهزاد فرشید به عنوان نویسنده‌ای که سود فروش کتاب‌هایش را به آستان امام رضا (ع) تقدیم کرده بود، در جشن هنرمندان خادم رضوی در فرهنگ‌سرای اندیشه تقدیر شد.

 

مطالب مرتبط را بخوانیم:

  • محبوبه بهزاد فرشید در خندوانه
  • بیوگرافی همسر نادر مشایخی
  • بیوگرافی شهرام حقیقت دوست
  • شهرام حقیقت دوست و همسرش؟!
  • عکس همسر نگین معتضدی
  • همسر شبنم طلوعی
  • بیوگرافی همسر اول کوروش تهامی
  • بیوگرافی همسر نادر مشایخی

امتیاز دهید:

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*